المحقق السبزواري

310

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

و امّا انواع جنس شجاعت يازده است : اوّل ، بزرگى نفس ؛ دوم ، نجدت ؛ سوم ، بلند همّتى ؛ چهارم ، ثبات ؛ پنجم ، حلم ؛ ششم ، سكون ؛ هفتم ، شهامت ؛ هشتم ، تحمّل ؛ نهم ، تواضع ؛ دهم ، حميّت ؛ يازدهم ، رقّت . امّا بزرگى نفس ، آن بود كه نفس به كرامت و خوارى مبالاتى نداشته باشد و به توانگرى و درويشى « 1 » التفاتى ننمايد ، بلكه بركشيدن و تحمّل نمودن امور ملايم و غير ملايم قادر باشد و به سبب تقلّبات احوال تبدّل و انتقال و تأثّر و انفعال به حال خود راه ندهد . و امّا نجدت ، آن بود كه نفس واثق باشد به ثبات خويش تا در وقت خوف جزع به او راه نيابد و در حين استشعار نزول بلاها و حوادث حركات نامنتظم از او سرنزند . و امّا علوّ همّت ، آن بود كه نفس را در طلب جميل مكاره و منافع اين جهانى منظور نظر نباشد و به وجدان و فقدان آن غمگين و شادان نشود ، به حدّى كه از مرگ نيز باك ندارد و از اينجاست آنچه حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - [ 79 آ ] فرموده ، كه ، « و اللّه لابن ابى طالب آنس بالموت من الطّفل بثدى امّه . » « 2 » يعنى : « و اللّه كه پسر ابى طالب انسدارتر است به مرگ از طفل به پستان مادرش » . آن مرد نيم كز عدمم بيم آيد * كان نيمه مرا خوشتر از اين نيم آيد جانيست مرا به عاريت داده خداى * تسليم كنم چو وقت تسليم آيد « 3 » و امّا ثبات ، آن بود كه نفس را قوّت مقاومت آلام و شدايد مستقرّ شده باشد تا از عارض شدن آنها شكسته نگردد و زياده تأثرى در او حادث نگردد . و امّا حلم ، آن بود كه نفس را آرامى حاصل باشد كه غضب به آسانى تحريك او نتواند كرد و اگر مكروهى به او رسد يا سفاهت سفيهى بيند ، در شغب « 4 » و جدال درنيايد .

--> ( 1 ) . همان ، « به يسار و عدمش » . ( 2 ) . نهج البلاغه چاپ صبحى صالح ، خطبهء 5 . ( 3 ) . حديث و شعو در اخلاق ناصرى نيست و نويسنده خود آنها را افزوده است . ( 4 ) . فتنه‌انگيزى ، آشوب .